صدا / تصویر
• ترانه زیبای سفر از فریدون فرخزاد   audio
• فرخزاد: من یک چپ بودم!   audio
• گفتگوئی تازه در باره فریدون فرخزاد   audio
• اجرای تازه ای از بومبارابومبا، ترانه ی به یاد ماندنی فریدون فرخزاد
• فیلمهای هفدهمین سالگرد قتل فرخزاد ۲۰۰۹
• همصدائی و همراهی با فریدون فرخزاد   audio
• گزارش رادیو فردا از شب بزرگداشت فرخزاد در لس آنجلس   audio
• گفتگوی رادیو صدای شما. با مانی در باره فریدون فرخزاد۲   audio
• گفتگوی رادیو صدای شما. با مانی در باره فریدون فرخزاد   audio
• رادیو صدای شما. ترانه هائی در باره فریدون فرخزاد   audio
• گفتگوی داغ رادیو فانوس با مانی در باره فرخزاد بخش ۲   audio
• گفتگوی داغ رادیو فانوس با مانی در باره فرخزاد بخش ۱   audio
         بیشتر . . .
در باره ی فریدون فرخزاد
• گفتگوی سرور ایرانی با مانی درباره فریدون فرخزاد. بخش ۲ و پایانی   audio
• گفتگوی سرور ایرانی با مانی درباره فرخزاد. بخش ۱   audio
• تماس» فریدون فرخزاد با چریک های فدایی همراه با فیلم
• بزرگداشت فریدون فرخزاد و جانباختگان هفته های اخیر ایران
• سهیل قاسمی: من یه حماسه هستم!
• بوم بارا بومبا
• سنگی تازه بر گور فریدون فرخزاد
• معرفی کتاب و شعر خوانی
• فریدون در سوئد
• پیام پوران فرخزاد از راه دور
• گزارش میترا شجاعی از مراسم جابجایی
• اخترقاسمی:مگر فرخزاد جنایت کرده بود؟!
         بیشتر . . .
متن آوازهای فریدون فرخزاد
• حرف من
• هوس ام عشق
• شهر من
• شب بود، زمستون بود
• متن ترانه «شهر من» از فریدون فرخزاد
سخنان فریدون فرخزاد
• آن پری زاد شعر
• در نهایت جمله آغاز است عشق
• برای ملتم می ایستم
• فریدون فرخزاد ووظیفه ی هنرمند
سروده های فریدون فرخزاد
• برای سنگ مزارم
• بمبِ اتم
• من سپیده ی صبح همیشه بیدارم!
• اندوه پاییز
• زنان ایرانی
• تابلویِ آبرنگ
• تلاش
• فریدون فرخزاد: سه سروده به آلمانی
مردم و فریدون فرخزاد
• آریانه یاوری: درود برروان پاک فریدون
• پرده برداری از سنگ گور فریدون فرخزاد
• فراخوان برای سالگرد فریدون فرخزاد در سال ۲۰۰۸
• سکوت، مرگ من خواهد بود!
• عفت داداش پور:فیلمی برای تحسین کردن
• چند برنامه پیرامون فریدون فرخزاد در آمریکا
• وزیر کشور آلمان خواستار انتشار کاریکاتور محمد در همه روزنامه ها شد
• فرانک: برای سگ فریدون فرخزاد
• بخشی از نظرات شما در باره سایت فریدون
• م. ساقی
• نوید اخگر: سایت فرخزاد در ایران بلوکه شد.
• برخی از نوشته های شما در باره ی فریدون فرخزاد
         بیشتر . . .
خنیاگر درخون. کتابی در باره ی فرخزاد
• نوروز ایرانی
• چاپ دوم «خنیاگر در خون» منتشر شد
• آسیابی که با خون می چرخد
• نگاهی به کتاب «خنیاگر در خون»
• شاهد شجاعت آن شیر در صحنه بودم.
• کتاب فرخزاد به موقع منتشر شد
• ذکات «خود» بودن (۱)
• فرهنگ فرهی: کتاب سال جامعه‌ی ایران
سروده ها و نوشته های تقدیم شده به فریدون
• باربد:شکل پایانی زندگی کوتاه لورکا و فرخزاد
• رضا بی شتاب: به فریدن فرخزاد آن کُشته ی عاشق
• محمد مهدی مرادی: راهِ فریدون (متنی برای یک ترانه)
• میرزاآقا عسگری : بن بست ایرانی
• اسماعیل خویی : بچه ی بد
• پوران فرخزاد: باغ خون
لطفا قاتلین مرا معرفی کنید!
(در باره‌ی این بخش)
• فرشادامیرابراهیمی: قتل فریدون فرخزاد و حواشی آن !
• لطفا قاتلین مرا افشا کنید!
شاکیان خصوصی قتل فریدون
(در باره‌ی این بخش)
• درخواستی از وکلا، شاکیان، و آزادیخواهان



info@farrokhzad.info

فریدون فرخزاد

 
«من در پانزدهم مهرماه ۱۳۱۷در چهارراه گمرک تهران متولد شدم.مدتی دردبستان رازی وبعد دردبیرستان دارالفنون درس خواندم وبعد به آلمان رفتم. در مونیخ؛ وین و برلین حقوق سیاسی خواندم. تزم را درباره‌ی تاثیرعقاید مارکس برکلسیا و حکومت آلمان شرقی نوشتم و با درجه (M.A) از دانشگاه مونیخ فارغ التحصیل شدم.
  در سال ۱۹۶۲در مونیخ با آنیا عروسی کردم...در سال ۱۹۶۳اشعار آلمانی‌ام از طرف ناشرین بزرگ کتاب آلمان بعنوان بهترین ‌‌‌‌‌اشعار سال برنده‌ی جایزه شد؛ و در کتا‌‌بی که همه ساله منتشر ‌‌‌‌‌‌می‌شود آثار من در ردیف ده شاعر و نویسنده‌ی سال چاپ شد. در سال ۱۹۶۴ اولین دیوان شعرم بنام (زمانی دیگر) به زبان آلمانی انتشار ‌‌‌یافت و جایزه‌ی ادبیات را گرفت. بعد توی۱۰مجموعه شعر چاپ شد که یکیش عنوان بهترین ‌‌‌‌‌اشعار‌‌‌ یک قرن آلمان را دارد. آن کتاب، در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت ... شعری که درباره‌ی برلین گفتم جایزه‌ی ادبیات برلین را گرفت. عضو آکاد‌‌‌‌‌‌می ادبیات جوانان مونیخ شدم. در سال ۱۹۶۶به رادیو تلویزیون مونیخ رفتم ... در تلویزیون مونیخ‌‌‌ یک سلسله فیلم رنگی تهیه کردم . در ۱۹۶۷روی موزیک فولکور‌ایران؛ موزیک مدرن ساختم و با‌ این موزیک به فستیوال موزیک ‌اینسبورگ اطریش راه‌‌‌ یافتم وجایزه‌ی اول را هم گرفتم. در همان سال ‌امتحان دانشگاهم را هم دادم ودر رشته‌ی حقوق سیاسی با درجه عالی فارغ التحصیل شدم. بجز زبان آلمانی وانگلیسی؛ مختصری نیز فرانسه میدانم.»
برگرفته از مصاحبه‌ای در مجله «سپید و سیاه»
گرداننده ی این سایت:میرزاآقاعسگری(مانی) :                asgarimani@yahoo.de
برای دیدن سایت ادبی مانی می توانید به این نشانی بروید       www.nevisa.de   

home weblog mails your message info بيشتر در این مورد . . .      



print ideas of others your idea
فریدون فرخزاد
برای ملتم می ایستم
تاريخ نگارش : ۲٣ بهمن ۱٣٨۵

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    

 
 
فریدون فرخزاد
 
برای ملتم می ایستم
 
متن سخنان جنجال برانگیز فریدون فرخزاد درکنسرت آلبرت هال لندن
 
 
فریدون فرخزاد
 
 
فرخزاد:   برای ملتم می ایستم. سینه ام را سپر می کنم!
در مقابل مذهب، ملیت رو قرار میدیم.
در مقابل الله اکبر، زنده باد ایران رو میذاریم.
در مقابل عاشورا و تاسوعا ،عید نوروز رو میذاریم.
از یه پاسپورت چُسکی اینها نترسید که بهتون میدن یا نمیدن!
خمینی نتونست از پس زبون من بر بیاد!
یک روزی ملت ما آزاد میشه و این روز زیاد دور نیست.
فرهنگ همیشه غالب میشه بر زور و ستم و قلدری.
آمریکائی ها چراغ سبز دادند که روح الله خمینی بر جان و مال و ناموس من و شما غالب بشه. انگلیسها هم به اونها کمک کردند.
 
اولاً که شبتون بخیر،اگر نوروز بود به شما می گفتم که عید شما مبارک. ولی هنوز مونده دیگه چند روزی. ولی فرقی نمی کنه. بهر جهت در یکی از این سالها، سال مبارک خواهد شد واوضاع جوردیگری خواهد شد.طبیعیه. طبیعیه، دنیا نه اون جوری که بوده   مونده، نه این جوری که هست می مونه، نه اون جوری که بعد خواهد شد خواهد موند.همه چیز در حال تغییر و تحوله. من هم در حال تغییر وتحول هستم. چهار سال قبل برای اولین و آخرین بار به لندن اومدم روی صحنه. البته این همه جمعیت نبود.اون موقع سالن ما کوچکتر بود و حرفهائی که من میزدم به دل همه نمی نشست من برنامۀ سیاسی اجرا می کردم به اتفاق سعید. اگر یادتون باشه. خُب، مردم زیاد علاقمند به این مسائل نبودند. خیلی زیاد می گفتند که: «ای بابا اصلاً بتو چه؟ به ما چه؟ خوب چکارداری به این کارها؟!» از لُس آنجلس دیشب یه فیلم دیدم (از) یک آقای کمدین که خیلی دوست دارن مردم را به خندونن. ولی من گریه ام گرفت از این همه ابله بودن آدمها که اسم خودشون را هم هنرمند میگذارند که می گفتش که بعله یک نفر نوار من رو پخش می کرد که: سرباز،سرباز فلاًن. بعد هم از دهن خمینی این حرف میاد بیرون بتو چه؟ تو برو شب بود بیابان بودِت روبخون! نه، راست میگن. اونا که اونجا هستن واقعاً این طور فکر می کنند. بمن چه؟ بشما چه؟ فقط به اونا مربوطه که در زندگی خودشون غوطه ور باشند و درهزاران کیلومتر دور از ایران در عالم خیال دارند ایران رو دوباره می گیرند! البته می گیرند!،همون جور که عمه شون ایران رو ازدست داد،خودشون ایران را دو باره می گیرند! ولی مسائلی که من اون زمان مطرح می کردم مسائلی بود که از دلم بیرون می اومد. مسائلی بود که صادقانه با مردم ایران در میان می گذاشتم و مسائلی که امشب مطرح می کنم همون مسائل هستند...ما درسته که نوروز رو جشن می گیریم، پای کوبی هم می کنیم، رقص هم می کنیم،آواز هم می خونیم،همه کار میکنیم، هرچی میگن درست میگن. ولی اون آدمی که اهل منطق و فکر و سیاست است، واجتماع رو می شناسه، می دونه که همیشه در هر کشوری در مقابل مذهب - نمی گم مذهب بد یا مذهب خوب،مذهب هم به خودی خود بد نیست ما هستیم که همه چیز رو بد می کنیم - در مقابل مذهب، ملیت رو قرار میدیم. در مقابل الله اکبر، زنده باد ایران رو میذاریم، در مقابل عاشورا وتاسوعا ،عید نوروز رو میذاریم، چهارشنبه سوری (را می گذاریم). این دیگه طبیعت بشره که این جوری مقاومت ملی بکنه، ونه به پایکوبی   ربطی داره، نه بفساد اخلاق ربطی داره. گر حکم شود که مست گیرند در شهرهرآنچه هست گیرند...
 
***
دنباله این مطلب را در کتاب خنیاگر در خون بخوانید




نظرات دیگران در مورد این نوشته را بخوانید. (تعداد نظرات: ٣)
نظرتان را در مورد این مطلب بنویسید.