|
|
فریدون فرخزاد
شهر من
تاريخ نگارش :
۲٣ بهمن ۱٣٨۵
|
|
شهر من
فریدون فرخزاد و مادرش
شهر من، شهر من، شهر خوب من ای شهر تهران
قلب من، قلب من، دور از تو می میرد اینسان
آوای تو هر دم طنین می افکند در گوشم
اما من دور از تو چنین پژمرده و خاموشم
شهر من،چه شهری، شهر کودکی و افسانه،
شهر من،چه شهری، شهر مادر است و خانه
شهر من، شهر من، شهر خوب من شهر تهران
قلب من، قلب من، دور از تومی میرد اینسان
زمانی گذشته را در خاطرم می آوری
زمانی آینده را با غمها و شادی ها
شهر من، شهر من، دلم هوای تو را دارد
عشق من چون باران روی آسمانت می بارد
گه تلخی، گه شیرین، گه اندک وگهی بسیاری
گه چون غم یا شادی درون سینه ام جاداری
اکنون من آوازی برای شهر خود می خوانم
این آواز آوازی است که من ازشهر خود می دانم
شهر من، شهر من، شهر خوب من شهر تهران
قلب من، قلب من، دور از تومی میرد اینسان
زمانی گذشته را در خاطرم می آوری
زمانی آینده را با غمها و شادی ها
آه آه تهرانم! تهران، کجائی تهرانم؟!
ایران، ای ایرانم؟!
زمانی گذشته را در خاطرم می آوری
زمانی آینده را با غمها و شادی ها
زمانی گذشته را در خاطرم می آوری
زمانی آینده را با غمها و شادی ها