|
|
فریدون فرخزاد
م. ساقی
تاريخ نگارش :
۲٨ آذر ۱٣٨۶
|
|
«اصلاح شدنی نیست!»
م- ساقی
m.saghi@web.de
بتازگی با خبر شدیم که رژیم مذهبی حاکم بر ایران ،در اقدام نابخردانه ی دیگری ، تارنمای زنده یاد فریدون فرخزاد را در ایران فیلتر کرده است. از ۴ سال پیش هم تارنمای ادبیات و فرهنگ را فیلتر کرده بودند.
تروریست های ارسالی رژیم جمهوری اسلامی، فریدون فرخزاد، - هنرمند آزاده و مردمی را- درششم دسامبر ۱۹۹۲ با کارد، بطور فجیعی از پای در آوردند و با فریبکاری و گستاخی تمام، این عمل ناجوانمردانه را، مانند دیگر ترورها و قتلهای پنهان و آشکار انجام شده در داخل و خارج از کشور کتمان کردند و از دست قانون و عدالت گریختند.۱
تجربه نشان داده است، که اینگونه اعمال بیشرمانه و تروریستی ، زمانی به وقوع می پیوندند، که حاکمان دیکتاتور جامعه، دچار ترس و سردرگمی می شوند و برای خارج شدن از بن بستهای سیاسی و اجتماعی، یا با شگردهای نوین به فلسفه بافی و سیاستگری و وعده و وعیدهای دروغین به مردم فریبی می پردازند و یا آسانترین راه که همانا حذف مخالفین و رقبا می باشد انتخاب می کنند.
سردمداران رژیم جمهوری اسلامی در حال حاضربرای سرپوش گذاشتن به بحرانهای سیاسی و اقتصادی بین المللی و کنترل ناآرامیها، بویژه خیزشهای پی درپی دانشجویان بجان آمده در سراسر کشور، که خواب آرام را از دیدگان آنان ربوده و پایه های حاکمیتشان را به لرزه در آورده، به همین شیوه ها روی آورده اند. بطور مثال می توان به سخنرانیهای بی محتوا و وعده های پوشالی محمود احمدی نژاد و یا اعمال وحشیانه و خشونت بار داروغه های گول، برای مقابله با کارگران، معلمان، زنان و دانشجویان و... در روزها و ماههای اخیر اشاره نمود.
در دانشگاهها و زندانها، دانشجویان بجان آمده را دستگیر و زندانی و شکنجه می کنند ، اساتید منتقد دانشگاه را پیش از موعد بازنشستگی، بازنشسته و اخراج می نمایند،۲ ضمن تجاوز به دختران دانشجو، آنان را با بیشرمانه ترین شیوه ها، شکنجه کرده، بقتل می رسانند، اعتراضات معلمان آزاده و آگاه را با ناانسانی ترین روشها در هم می کوبند، درکارخانجات سراسر کشور، چماقداران و مزدوران موسوم به حراست، به سرکوب و تهدید کارگران می پردازند و در جای جای کشور پهناور ایران دیگر شهروندان را به شیوه های گوناگون تحقیر و سرکوب می نمایند.
اینان بر این باورند، که می توانند هر روزنه ای را که نور و روشنایی می پراکند و تخم امید و عشق می افشاند، خاموش نمایند و نابود سازند و هر شیرزن و کوهمردی را که به یاری و پشتیبانی ِ برادر و یا خواهر و همکلاسی و همکار خویش بپاخاسته است، با تبر خشم و سرکوب، به خاک بیندازند.
اینان بر این باورند، که می توانند از مردم متمدن ایران زمین، مردمی بی آبرو و بی غیرت و متعصب مذهبی بسازند و این سرزمین اهورایی را بخاک سیاه نکبت و فلاکت بنشانند.
اینان بر این باورند، که می توانند با اینگونه اعمال مانند همیشه صداها را در گلوها خفه کرده ، قلمها را شکسته و قلبها را پاره پاره نمایند و با فیلترکردن تارنماهای اینترنتی نیروهای اپوزسیون و نویسندگان و هنرمندان مبارز خارج از کشور ، تا آخرین روز دنیا بر کرسی ریاست و حاکمیت به خونخواری و چپاول بنشینند.
گیرم که در باورتان
بخاک نشسته ام
و ساقه های جوانم
از ضربه های تبرهاتان
زخم دارد
با ریشه چه می کنید
گیرم که بر سر این باغ
بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را
علامت ممنوع می زنید
با جوجه های
نشسته در آشیانه
چه می کنید
گیرم که می زنید
گیرم که می ُبرید
گیرم که می کشید
با رویش ناگزیر جوانه
چه می کنید...۳
سانسور و سربریدن شاعران و هنرمندان و نویسندگان مردمی و مبارز ایرانی، از مهمترین مسولیتهای کارگزاران این رژیم واپسگرا و باندها و دارو و دسته های مزدبگیر و آدمکش آن بوده و هست. این رژیم فرهنگ ستیز مذهبی، که توان رقابت سالم فرهنگی با دگراندیشان را ندارد، به هیچ اندیشه ی دیگری اجازه ای رشد و شکوفایی نمی دهد و تلاش می کند، تا هر شاعر و نویسنده و هنرمند مخالف و غیر خودی را، مانند دیگر مخالفانش ، با هر وسیله ی ممکن از صحنه و پهنه ی عالم محو نماید.
رژیم اسلامی در ایران با میدان دادن به هنرمندان خودفروخته و بی مسولیت دستگاه ضدفرهنگی اش، ترویج ارتجاع و فاشیسم مذهبی را صدا و سیمای جمهوری اسلامی می نامد و هنر نویسندگی ، شعر، موسیقی، سینما و دیگر هنرها را به ابتذال و انحراف و تباهی کشانده، و با کینه و دشمنی دیرینه ای که با فرهنگ ایران و زبان پارسی دارد، بسیاری ازهنرمندان آگاه و دلسوز و مردمی را از خانه و کاشانه ی خود کوچانده است ، که تعدادی از آنان از جمله : نادر نادرپور، عماد رام ، غلامحسین ساعدی، بیک ایمانوردی ، فرزین ، فرهاد ، مهستی، ویگن و... ، در آرزوی بازگشت به میهن ، دق مرگ گشته اند.، و یا در داخل کشور، امثال آنها را در انزوای مطلق، به رنج و شکنج بیشمار گرفتار نموده است.
رژیم اسلامی نه تنها تارنمای فریدون فرخزاد و ادبیات و فرهنگ را فیلتر کرده است، بلکه سردبیر این دو مجله، آقای میرزاآقاعسگری ( مانی) و بستگان ایشان را در ایران ، زیر فشارهای روحی و روانی قرار داده ، و اموال مانی و همسرش را نیز مصادره نموده است.۴
این رژیم پس مانده نه تنها با تیغ و درفش و تخت شکنجه در اوین و دیگر سیاهچالهای آدمکشی مشغول سربریدن و مثله کردن آزادیخواهان، بویژه دانشجویان و زنان آزاده ی میهنمان است، بلکه تلاش می کند تا بر خلاف قانون اساسی ِ ساخته و پرداخته خودش، با بستن روزنامه ها و دستگیرکردن روزنامه نگاران، و یا سانسور کردن آثار فرهنگی آنان، فرهنگ پوسیده ی خود را از زبان و قلم ریزه خواران فرهنگی اش جایگزین نموده و بر مردم ما تحمیل نماید.۵
آری این رژیم از روز بروی کار آمدنش تاکنون، با دستگاههای تبلیغاتی و ضد فرهنگی اش، زیانهای فراوانی را برجامعه ایران وارد کرده است .بیاد داریم که چگونه خمینی در جماران حکم قتل سلمان رشدی را صادر نمود و۶ در پی این فتوا، دیگر مرتجعین ریز و درشت دست به سینه ی او، از جمله سر دسته ی مدعیان اصلاح طلبی( محمد خاتمی) که خود نیز در گذشته، یکی از وزیران خفقان و سانسور(فرهنگ و ارشاد) بود ، به میدان آمدند و به این حکم کذایی و اهریمنی رای دادند و آنرا با جان و دل پشتیبانی نمودند.۷ آ نان در ابتدا برای بریدن سر این نویسنده با گیوتین فتوای خمینی، ۳ میلیون دلار جایزه تعین کردند که بعدها این مبلغ، با حمایت دیگر ارگانهای سربار جامعه همچون بنیاد پانزده خرداد و سپاه پاسداران، افزایش یافت. این فتوا ی مرتجعانه ی سیاسی – مذهبی، نه تنها شامل حال سلمان رشدی می شد، بلکه مترجمان، ناشران و حمایت کننگان و حتی خوانندگان آن کتاب را نیز در بر می گرفت و در همین رابطه چند انسان بیگناه غیر ایرانی نیز قربانی گشتند.۸ و علاوه بر همه اینها، انتشار کتابهای زنده یاد نادر نادرپور به خاطر حمایت او از آزادی قلم و اندیشه، در ایران زیر سلطه ی مذهبیون افراطی ممنوع گردید،۹ کاریکاتوریستهای دانمارکی و آلمانی را به مرگ تهدید نمودند و حتی با به راه انداختن گله های آشوبگر و چماقدار، به ویران کردن سفارتخانه ها و تهدید هنرمندان و روزنامه نگاران اقدام ورزیدند و در همین راستا، رابطه اقتصادی خود را با کشور دانمارک خاتمه بخشیدند.۱۰
بدون شک ، درناکترین و فجیع ترین قربانیان سرکوب و سانسور معاصر، قربانیان قتلهای ناجوانمردانه زنجیره ای هستند که توسط این رژیم خون آشام و فرهنگ ستیز، در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی، پرچمدار اصلاحات! و وزیر اطلاعات او درّی نجف آبادی، به قتل رسیدند. در ششم آذر ۱۳۷۳، سعیدی سیرجانی، دوم آبان ۱۳۷۴، احمد میر اعلایی، بیستم آبان ۱۳۷۵ غفار حسینی ، چهارم دیماه ۱۳۷۵ دکتر احمد تفضلی که سر او را با دیلم له کردند، نهم فروردین ابراهیم زالزاده، روزنامه نگار و دست اندرکارنشر در ایران، سوم شهریورماه ۱۳۷۵ پیروز دوانی ، اول مهرماه ۱۳۷۷، حمید حاجی زاده شاعر کرمانی و پسر ده ساله اش( کارون)، ۲۸ آبانماه ۱۳۷۷، دکتر مجید شریف، نویسنده و مترجم، دوازدهم آذرماه محمد مختاری، ۱۸ آذرماه ۱۳۷۷، محمد جعفر پوینده از پای درآورد و علاوه بر اینها، این جانیان خون آشام، بسیاری دیگر از فرهیختگان علمی، سیاسی و اجتماعی و ... را با انواع حیله ها و دسیسه ها به خاک و خون کشیده اند، که علت و چگونگی مرگ آنان پوشیده و ناروشن است، و ماشین آدمکشی و جنایت را، سر باز ایستادن نیست.
ناگفته پیداست، رژیمی که به تارنمای « بازتاب» وابسته به حاج محسن رضایی،۱۱ که تا کنون بیش از چهار مرتبه آنرا فیلتر کرده است و پا درمیانی و رای ۱۳۶ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی دوباره بازگشایی شده ،۱۲ و بعد از مدتی مجددا فیلتر گردیده است، رحم نمی کند،* چشم دیدن آثار و نوشته های زنده یاد فریدون فرخزاد و کسانی را که در رابطه با قتل او، و افشا کردن قاتلان او قلم می زنند، ندارد!؟
رژیمی که از آثار برجا مانده از یک هنرمند، اینچنین می هراسد و آنرا فیلتر می کند، همچون سی سال گذشته، در نادانی و بیخردی غوطه ور است واصلاح شدنی نیست و نخواهد بود. پس هرگونه مماشات و لاس زدن سیاسی با آن، جز ننگ و پشیمانی، چیز دیگری به ارمغان نخواهد آورد.
در پایان ، قطعه شعری از فریدون فرخزاد را با هم مرور می کنیم ، و یادش را گرامی می داریم:
تلاش
تلاش می کنم و دست بر نمی دارم
اگر چه خسته و دلمرده گشته پندارم
مرا چه غم اگر از خفتگان خبر نرسد
که من سپیده ی صبح همیشه بیدارم
چو خار را به صفای ثبات ما بستند
گمان مبر که چو خارا، ز تیشه بیزارم
من آن نیم که ز نیمه، ز راه برگردم
چنان روم که غزلخوان شوی به دیدارم
مجیز شیخ نگفتم و عکس خود نشدم
چرا که از خط تمکین شیخ بیزارم ...
آلمان ۲۷. شهریور. ۱۳۸۶
……………………………………………………………………………
پانویس:
۱- تارنمای فریدون فرخزاد:
www.farrokhzad.info -
۲- اخراج اساتید دانشگاهها
به نقل از رادیو زمانه ۳ شهریور ۱۳۸۶، ادوار نیوز ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ و ...
خبرنامه امیرکبیر ۵ مرداد۱۳۸۶ –
۳- جوانه ها، با صدای خواننده ی پر آوازه، خانم مرجان:
www.youtube.com
۴- تارنمای نویسا
www.nevisa.de -
۵- نشریات و مطبوعات باید آزاد باشند، مگر این که اخلالی در مبانی اسلام و حقوق عمومی به وجود بیاورند.
طبق اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی
۶- سلمان رشدی اگر زاهد زمان هم بشودمحکم به اعدام است.
روح الله خمینی: جماران،۲۵ بهمن ۱۳۶۷
روزنامه آفتاب۲۲ آذر ۱۳۸۶
۷- گلپایگانی، فاضل لنکرانی، سیدعلی خامنه ای، یزدی، موسوی اردبیلی، یوسف صانعی، اکبر هاشمی رفسنجانی، جوادی آملی، سیدمحمدحسین فضلالله،
محمدجنتی، حسن صانعی، سیدمحمد خاتمی و مهندس میرحسین موسوی(نخست وزیر وقت)، رسما و علنا از حکم دفاع کردهاند.
جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران(در تبعید).
۸- قربانیان فتوای روح الله خمینی:
- قتل مترجم ژاپنی، هیتوشی گارتی در توکیو ( سال ۱۹۹۱)
مترجم ایتالیایی در میلان مورد حمله قرار گرفت.-
ناشر نروژی در سال ۱۹۹۳ مورد حمله ی مسلحانه واقع شد.-
منبع بالا
۹- من علت ممانعت جمهوری اسلامی را از نشر آثارم خوب می فهمم و می دانم که این حکومت نیز نفرت مرا از هر آنچه متعلق به اوست ،خوب حس کرده است.بنابراین میان ما دو طرف هیچ ابهامی نیست.
نادرنادرپور: کیهان لندن
۱۰- خبرگزاری آفتاب:
www.aftabnews.ir
۱۱- در مورد چگونگی دکتر شدن محسن رضایی :
درسالهای پیش و پس از جنگ ایران و عراق، که من هنوز در ایران زندگی می کردم، می دیدم و می شنیدم که رژیم کسانی را که داوطلبانه در جنگ شرکت می جستند و یا جسته بودند،
سطح تحصیلی آنانرا ارتقاء داد تا آنان بتوانند به سطوح بالاتر صعود نمایند. بطور مثال به دارندگان مدرک سیکل( سوم راهنمایی) دیپلم می داد،
تا آنها بتوانند وارد دانشگاه شوند. از دیگر کسانی که شامل این بذل و بخشش شدند، می توان به خانواده های قربانیان جنگ، مجروحین و معلولین و همچنین اسرای بازگشته از عراق اشاره نمود.
ازجمله یکی از همکلاسیهای خود من که به علت از دست دادن یکی از اعضای خانواده اش در جنگ، بدون پشت سر گذاشتن کنکور ورودی وارد دانشگاه شد و دکترای داروسازی گرفت.
لازم به ذکر است که با مطالعه زندگینامه محسن رضایی می توان براحتی به این فریبکاری پی برد. چرا که به خاطر مشغله های فراوانی که داشته است، توان و یا وقت چنین کاری را نداشته است.
توضیح نویسنده
۱۲- رادیو زمانه: سایت بازتاب رفع فیلتر شد.
۲۸ اسفند ۱۳۸۵
*- آفتاب نیوز: بازتاب مجددا فیلتر شد.
دستگاه قضایی نیز در آخرین روز کاری سال ۸۶ طی حکمی تصریح کرد:
مستندا به ماده ۱۵ قانون دیوان عدالت اداری دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرایی نسبت به آن تا رسیدگی و تعیین تکلیف نهایی صادر و اعلام میگردد.
جمعه ۱۷ فروردین ماه ۱۳۸۶