|
|
فریدون فرخزاد
برخی از نوشته های شما در باره ی فریدون فرخزاد
تاريخ نگارش :
٣ آذر ۱٣٨۶
|
|
شهاب شبگرد
درسالهائیکه ظاهرا اوضاع سیاسی آرام وشاه برتخت سلطنت جابجاشده بود وبزعم خودمشغول رتق وفتق امور وساواک هـم با اقتدارکامل مراقب اوضاع بود ومیرفت تا جامعه سنتی ایران حلزون وارپوستی ترکانده وباسبک وسنگین کردن اوضاع جهان وپیشرفتهای برق آسای آن بااحتیاط فراوان وگاهی ترسان بدلیل سابقه بدفرنگیها گامی بجلو بردارد ناگهان دلارهای نفتی بدون برنامه ریزی بصورت کارخانه های مونتاژ ومصنوعات مختلف ببازارهای کشور سرازیر شد وشاه مغروروسرمست این بازیها را بحساب خودگذاشته ودرانتظار قدردانی ملت/ واطرافیان عزیزکرده هـم بنام ملت مشغول برپائی جشنهای رنگارنگ (باغ صباو۲۵ سال سلطنت شاه درتپه سیخی غرب تهران ووو) وبی خبر ازآنکه حافظه تاریخی وزخم خورده مردم را داروئی دیگر نیازمند است . دراین دوران که رادیو وتلویزیون وسینماهامشغول هرچه رنگین ترکردن برنامه های خود هستند مردی درصحنه نمایش ایران ظاهر میشود که درکوتاه زمان نظرها رابسوی خود جلب کرده و با نمایشی تلویزیونی میلونها نفر راازهرطبقه وصنفی بخود جلب میکند . پیدائی فریدون فرخزاد که همرابانوعی سنت شکنی ونوآوری بود فضائی شا ددرکشور پدیدآورد که بیسابقه بود که باعث شد همه در باره اوبگویند ومطبوعات در باره اش نوشته وداستانسرائی کنند عدهای اورا هنرمند خواندندوعده ای دیگر اورا جلف وسبکسر . ولی آنچه که مشخص بود اوتعلق به خانواده ای داشت سرشناس و سربلند خانواده ای از ادیبان ودانشیان !فروغ ستاره درخشان ونورافشان آسمان اشعار انسانها واجتماع خودی و بعد توران وپوران فاتحین متون وزین وماندگار ازنوشتارهای خالص وبیرنگ تاترجـمان افقهای ادب وحکمت پس فریدون نمیتوانست جلف وسبکسر وسبک مغز باشد که اوخیلی زود خود رانشان داد اول آنکه راهگشا شد برای جوانان مستعد وممتاز که یادگارهای ماندنی اوبه فارسی زبانهای جهان هستندکه آسان نبود گذشتن از مقررات پرپیچ وخم آنروزگار وبعد انتقادات بجا ومنطقی او ازمتولیان امور تا بدانجا که درسالی مرحوم هـویدانخست وزیرسالهای بی حاصلی رابعنوان مردسال انتخاب نمود طنزی گزنده درسالهای بگیروببند قبل ازانقلاب وبی خبر ازجنایات بعدازانقلاب . وهمین عشق بوطن ومردم که همیشه بااوبود باعٍٍث گردید که بعدازانقلاب هـم بدون ترس وواهـمه باصدائی رساوماندگار در فاش کردن چهره سیاه و کریه رژیم دینی وهـمین طور افرادبی دردوطن بخروشد و با تمام نیرو بکمک آواره های دربدرهموطن برود فریدون فرخزاد آنچنان بی ترس و پردل اسرار مگو رافریاد میکردکه روسیاهان خودفروخته برایش شروع به گزافه گوئی کردند ولی او تصمیم خودراگرفته بود وشایدهم درانتظار مرگی همچون جهان پهلوان که به سفارشهای هیچکس گوش نداد وخودنیز احتیاط راازدست بداد و صمیمانه جلاد خود رابخانه دعوت کرده ورگ حیاتش را دراختیارسلاخ خوش سیماوبدباطن نهاد تاهمان طورکه گوسفندهارا بارها اول سربریده وبعد دستها وپاها را طبق سنت قلم نموده است او رانیز (ذبح)کرده وباخونسردی کارت سلاخی زنجانی خودراشسته و بعد در میان لونگ قرمزرنگ کهنه خوددرجیب بغل میگزارد وبانگاهی درآئینه لبخندی ازروی رضایت میزند چراکه درآن خون فشان حتی لکه ای خون برلباسش نچکیده چون او سلاخی حرفه ایست که جایزه هم گرفته است .
***
گوهر یکدانه
با تشکر و احترام فراوان به آزادمرد شعر و ادب فارسی مانی عزیز، چند روز پیش بر حسب اتفاق به این سایت برخوردم واز آنروز تا به الآن هرچه درآن ورق میزنم، سیر نمیشوم. سرور گرامی آقای مانی حمل بر تملق و چاپلوسی نشود این قدمی که شما برداشتید قابل ستایش واحترامی بی شایان است، به همین دلیل از راه دور درمقابل شما سر تعظیم فرود میآورم و دست ارزشمند شما را میبوسم. من که خود یکی از دوستداران فریدون فرخزاد آن گوهر یکدانه ایران زمین بوده و هستم، همیشه رنج برده و میبرم که ملت ما برای چنین نابغه ای، هنوز نه تنها "رسیده" بلکه خیلی "نارس " و"کال" بود و همانطور که خیلی ها درمورد او گفته اند خیلی زود به دنیا آمده بود ،ولی اکنون با تلاشهای ارزشمند شما او در این دوره و در تمام دوران آینده ایران نیز زنده خواهد ماند و بدانید در این راه تنها نیستید بلکه از پشتیبانی ایرانیان ایران دوست برخوردارید. از روزی که این سایت را یافتم، به هر ایرانی که میرسم آنرا توسیه میکنم وباید بگویم که عکس العمل ها نور امید تازه ای را در دلم روشن میکند. به همین دلیل روز به روز احترامی که برای شما وکارتان قائل هستم بیشتر و بیشتر می شود. شما سرمشقی هستید برای نه تنها من بلکه همه کسانی که هنوز ارزش برای شعرو ادب و هنر ایران زمین قائل هستند. ایران که در طی تاریخ همیشه مورد هجوم اعراب وبَربَر ها وهر قوم وحشی غارتگر دیگری قرار گرفته ودوباره روی پای خود ایستاده و مانع از آن شده که این چپاول گران ادب و فرهنگش را از او بگیرند، این بار نیز به این بحران تاریخ غلبه خواهد کرد. روزی که چندان دور نیست. به امید دیدار در ایران پاک شده از وجود ننگین و متعفن این اشغالگران. باشد که روزی دنیا از وجود متعفن شان پاک شود. بار دیگر با احترام بی پایان: "ایرانی آزاده" آریا
***
درخشش
باسلام به همه دوستداران فرخزادوآشنایان به فرهنگ ایران میخواهم چند جمله از سخنان این عزیز را که درمقدمه مجموعه شعری بیان نموده در اینجا بازگو کنم باشد که چشمان خفتگان نیز با این کلام بیدار شود .
" آنکه دنیا را گذرگاهی میداند وپیوسته دراندیشه غنیمت دانستن لحظه و"دم" است، ابلهی بیش نیست، وآنکه به فردا اندیشیدن را غیر لازم میداند دنیای کوچک "امروز" راکل زندگی دانسته واز مسئله ای به نام "ماندن" خبری ندارد .
.... آنچه انسان را ابدی میسازد فرهنگ است وآنچه نام انسان را قرن ها و نسل ها، مغز به مغز و سینه به سینه میبرد، قدرت اندیشه و فن بازگو کردن آن می باشد .
حافظ، چه نام او روی خیابانی باشد یا نباشد، حافظ است وکلام دیروز او مانند کلامی امروزی زبان حال ما می شود .
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهدشد
این ابیات همانگونه که در زمان نادرشاه افشار و جنگهای داخلی ایرانِ آن زمان باعث باز شدن گره های روحی مردم میشده است، به مردم امروز ایران نیز قدرت میدهد که در مقابل تمام مصائب و مشکلات استوار بمانند وپایان سیاهی و تاریکی را منتظر باشند .
آنکه اینگونه سخن میگوید وفکرو فرهنگی چنین والا دارد، نه تنها ماندنی است بلکه "مانده" است. باما به دنیا می آید ولی با ما از دنیا نمی رود. پیوسته در ذهن ما و حتی در زندگی روزمره ما جریان دارد."(چند جمله از سخنان فریدون فرخزاد )
چه زیبا چنین در مورد حافظ گفته وامروز که این سطور را میخوانم می بینم که خود او نیز در تاریخ فرهنک ایران همیشه زنده وجاوید خواهد ماند .